کلانتر یک شهر کوچک در جنوب غربی جسدی را در بیابان با یک چمدان و پانصد هزار دلار پیدا می کند. او خود را شبیه مرد می کند و به یک F.B.I برخورد می کند...
یک زن جوان بنام تارا مگوایر در سال 1950 و در روستایش بخاطر به دنیا آوردن بچه ای که معلوم نیست پدرش چه کسی است، رسوا می شود. او چهره معصوم و زیبایی دارد تا جایی تمام مردهای آنجا آرزو دارند با او باشند و...
کلکته. هازاری پال (پوری) که تازه مزرعه اش را به خاطر خشک سالی و فشار نزول خوارها از دست داده، برای یافتن کار همراه با خانواده اش به کلکته می آید. ماکس (سوایزی)، پزشک آمریکایی که پس از مرگ بیمار جوانش در امریکا برای یک جست وجوی ناموفق معنوی به هند آمده، توسط هازاری به درمانگاه فقرا راهنمایی می شود که جون بتل (کالینز) آن را اداره می کند ...
حکومت مادام ساد در سال 1772 در فرانسه آغاز و دوازده سال بعد، درست نه ماه پس از انقلاب فرانسه پایان می یابد. او شخصی با دیدگاه ها و افکار های سادیستی بوده که همین رفتارهای او، حکومت را به فساد کشید...
با زیرنویس چسبیده
مکزيک، اوايل قرن بيستم. «تيتا» (کاواسوس)، سومين دختر خانواده است و طبق يک سنت محکوم است ازدواج نکند و همه ي عمر را به تيمار مادر بگذراند. پس از اين که «تيتا» شاهد ازدواج اجباري خواستگارش، «پدرو» (لئوناردي) با خواهر بزرگترش مي شود، بيشتر و بيشتر خود را با کار آشپزي سرگرم مي کند...
یک پلیس سیاه پوست بنام "راسل استیون" به عضویت یک تیم ویژه مبارزه با مواد مخدر در می آید که هدفشان بزرگترین رئیس تحویل ها در لس آنجلس، برادر زاده خارجی وزیر کلمبیایی است و...
ساکنان جادویی جنگل بارانی به نام “فرن گالی” برای نجات دادن خانه شان میجنگند؛ خانه ای که در معرض خطر واقعه نگاری و نیروی ویرانگار “هکسوس” قرار دارد ...
مسئول فیلمنامه یک استدیو با قبول نکردن فیلمنامه یک نویسنده با او به مشکل برمی خورد. آن نویسنده برای او کارتهای تهدید آمیز می فرستد. اما نویسنده از او به خاطر قبول نکردن فیلمنامه اش اخاذی می کند و ...
«دکتر وارنيک» (جونز)، مدير مرکز نگهداري حيوانات خانگي، «هاروي» (پلات) و «ورنن» (توتچي) را به يک فروشگاه حيوانات مي فرستد تا براي آزمايش هايش، توله سگ بدزدند. در بين توله هاي دزدي، سگي از نژاد «سن برنار» از وانت در حال حرکت فرار مي کند و خود را به «خانواده ي نيوتن ها» مي رساند و پدر خانواده، «جرج» (گرودين)، به خاطر اصرار بچه ها و همسرش، او را نگاه مي دارد و...