




داستان سریال در مورد رهبر یک فرقه مدرن است که با یک ستاره پاپ زیبا و آیندهدار در رابطهی پیچیدهای قرار میگیرند...
داستان درباره زنی است که به گروه جنایت سازمان یافته می پیوندد و به عنوان مامور مخفی به پلیس نفوذ می کند تا حقیقت مرگ پدرش را دریابد.
داستان در مورد خانواده ای است که بعد از اینکه قربانی یک کلاهبرداری بزرگ می شوند، خیلی زود تمام ثروت خود را از دست می دهند و اکنون باید زندگی فقیرانه را تجربه کنند...
داستان سریال درباره مردی چهل ساله به نام جان نولان می باشد که زندگی راحت خود رها کرده و از شهر کوچک خودش به لس آنجلس می رود تا به آرزوی دیرینه خود، یعنی پلیس شدن در اداره پلیس لس آنجلس برسد و …
دو خانواده جنایتکار رقیب در نبردی که قدرت ها را تهدید به سقوط میکند، با یکدیگر درگیر میشوند. در میانه این درگیری، هری دا سوزا، یک دلال زرنگ خیابانی قرار دارد...
"لوک کیج" که در محله هارلم نیویورک بزرگ شده و به علت عضویت در باند تبهکاری Rivals بیشتر دوران نوجوانیش را در راه ورود به دارالتادیب و خروج از آن گذرانده است,پس از آنکه از تاثیرات منفی عملکردش بر زندگی اطرافیانش آگاه می شود سعی می کند با حفظ رابطه نزدیک با دوستان خلافکارش زندگی جدیدی را آغاز نماید.اما یکی از دوستان سابقش که Luke را مسئول شکست در زندگی عشقیش می داند با قرار دادن مواد مخدر در آپارتمانش و تماس با پلیس او را روانه زندان می کند.اما تیره روزی های او در زندان پایان نمی یابد بنابراین او برای بهبود شرایطش در دوران حبس در ازای امتیازاتی می پذیرد که به صورت داوطلبانه در آزمایشاتی که هدف آن ایجاد نسل جدیدی از ابرسربازها می باشد شرکت نماید و...
این سریال داستان زندگی دکتر «ویلیام مسترز» و «ویرجینیا جانسون»، دو تن از محقیقین پیشتاز در عرصه تمایلات جنسی انسان ها است و...
در هر قسمت از ۴ زندانی خلافکار حرفهای برای به دام انداختن فراریهای دیگر کمک گرفته میشود و با آنها قرار گذاشته میشود که هر بار، هر خلافکاری را که دستگیر کنند، یک ماه از محکومیتشان کم میشود...
افسر پلیس لندن، دیسی هانا لی، در حال ارسال دکتر متیو نولان به بیجینگ است که به اتهام جرم متهم شده است. با این حال، در پرواز 357، او خود را در یک توطئه در حال گسترش و تعداد روزافزون قتلها گرفتار میبیند...