اِما، دختر جوان آمیش، پس از مرگ مرموز پدرش، به کمک دوستش و پنهانی از مادرش، برای تجربه "رامسپرینگا" به دنیای بیرون میرود. در آنجا، با هیث، مردی جذاب آشنا میشود که او را مجذوب میکند، اما قرارشان ناگهان نیمهکاره میماند.
مردی قبول می کند که شغلی را به عنوان خدمتکار یک تاجر ثروتمند بپذیرد. بعدها متوجه می شود که با شیطان معامله کرده است...