ماجراهای کشتیهای غرقشدهای که در تلاش برای فرار از جزیره مرموز، خانه هیولاهای ماقبل تاریخ، از جمله تایتان، آقای کونگ هستند.
آلیز که در روزی که به دنیا آمد مادرش را از دست داد، دختر جوانی زیبا اما بسیار خودخواه است که توسط پدرش لوس شده و بزرگ شده است. آلیز که وقتی متوجه میشود پدرش دوباره ازدواج میکند دیوانه میشود، تصمیم میگیرد برای انتقام گرفتن با مردی ازدواج کند که هرگز اجازه ازدواج او را نمیدهد. با این حال، همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود.
در دنیایی که شیاطین از طریق دروازههای جهان به آن هجوم میآورند، انسانها به رهبری فرقه کوه آرکهان و آکادمیهای دائو از خود دفاع میکنند. منگ چوان، یک جنگجوی جوان با گذشتهای دردناک، به دلیل فداکاری مادرش، مصمم است شیاطین را نابود کند. او برای آموزش و منابع به فرقه کوه آرکهان میرود و از مهارت خود در شمشیربازی سریع و علاقه خود به نقاشی برای قدرتمندتر شدن استفاده میکند. این داستان جذاب، سفر منگ چوان را روایت میکند که در کنار انسانهای همکارش با شیاطین میجنگد.
ماموران FBI که در سال 2009 از کوانتیکو فارغ التحصیل شدند، پس از مرگ یک دوست مشترک، دوباره به هم می رسند.
پگی، یک معتاد سابق، که پس از مرگ مادر محبوبش که با او در شهر کوچک صحرایی یوکا ولی، کالیفرنیا زندگی می کرد، تصمیم می گیرد شروعی جدید داشته باشد، تصمیمی می گیرد که زندگی را تغییر دهد تا یک محقق خصوصی شود...
«Benim Guzel Ailem» سه نسل مختلف را گرد هم می آورد و ارزش های گذشته و خواسته های در حال تغییر نسل جدید را گرد هم می آورد. به این ترتیب ساختار خانواده ترک امروزی را روشن می کند. بر اساس درام کره ای 2020 "یک بار دیگر"
After losing his only wife, Faruk returns to his mansion in Istanbul with his children. Serap, who comes with them to take care of the children, has ambitious plans.
کازویا یاماناشی، پسر آقا و خانم یاماناشی - «هنرمندان» مشهور و خالقان Perception Art، اخیراً به همراه دوست دوران کودکیاش جون تسوزوکی در مؤسسه هنری معتبر Eisen در دبیرستان ثبت نام کرد و در آرزوی تبدیل شدن به یک هنرمند ادراکی بود. کازویا انگیزه دیگری هم داشت: احیای دوستی با «دوست دوران کودکی دیگری» که ده سال پیش پس از یک «حادثه» از هم جدا شده بود... کیو تاکیسه، دانشآموز کلاس اول دبیرستان آیسی در رشته هنر ادراک، پسر یک "گرید" معروف و خالق هنر ادراک. او دوست دوران کودکی کازویا و جون بود، اما سال هاست که از آنها دوری کرده است. قلب کیو مملو از زخم هایی بود که هرگز دیده نمی شد.